پند چاپ
کتابها - عاشقانه


بی نشان از عشق یعنی گم شدن

گم شدن در وادی سرد حیات

رد شدن از کوچه های بی عبور

خالی و خاموش عین جامدات

*

بی حضور عشق یعنی بی کسی

انتهای فرصت بی دغدغه

زندگی اما پر از دلمردگی

ترس شیطان و گناه و وسوسه

*

نق زدن از روزگار پر ملال

لابه لای قفل و زنجیر سکوت

دست و پایی بی هدف در جازدن

حظ نبردن از نگاه یک غروب

*

گل ندادن در مه اردیبهشت

رفتنی بیهوده تا دیوار مرگ

بی خبر از عالم زیبای عشق

کوله باری روی دوش از بار مرگ

*

خوردن و خوابیدن و تکرار روز

حرف های یخ زده در قاب شب

بی نگاهی منتظر بر روی در

دیدن اموات در هر خواب شب

*

بی تحرک مثل مردابی شدن

جایگاه امن هر خاروخسی

کندن جانی که بی ارزش شده

در تلاطم های هر دلواپسی

*

عشق باید زندگی را پر کند

هر کسی با عشق زیبا می شود

ورنه او می ماندو بی همدمی

یکه و تنهای تنها می شود

...