ستاره چاپ
کتابها - عاشقانه


بر سر کوی من نِشین

نظاره کن به خانه ام

به دست معرفت بزن

کلون درب خانه ام

*

به نیمه شب گذر بکن

ز کوچه ام، ز راه من

ببین به پشت پنجره

خیره به شب نگاه من

*

به نیمه شب گذر بکن

ز پشت این پنجره ها

مرا ببین اسیر غم

بسته به این زنجره ها

*

صدای گریۀ مرا

که می رسد به آسمان

تو بشنو ای امید من

تو ای نگاه مهربان

*

ببین که اشک من شده

چو شبنمی به روی گل

بین من و خدای من

عشق تو بوده عین پل

*

به لب ترانه ام تویی

به سر بهانه ام تویی

دلم به شب نشسته است

چراغ خانه ام تویی

*

بیا ! بیا! جفا نکن

مرا به غم رها نکن

*

منم منم، ستاره ات

ستاره را صدا بکن

ستاره را تو از خودت

جدا نکن ، جدا نکن

...