برای ماندن چاپ
کتابها - بهانه


ديرست و خستگي هست

گاهي براي ماندن

در فصل بوسه چيني

شعري دوباره خواندن !

...

هر روز و شب ، من و تو

سرگرم كار خويشيم

فردا كه مي رسد باز

تكرار روز پيشيم !

...

من خسته از دويدن

در كوچه هاي تيره...

بيهودگي ، بطالت...

چشمان مات و خيره !

...

در آيه هاي دستت...

بنگر كه خواهشي نيست

بين من و نگاهت ...

حتي نوازشي نيست !

...

من رفتم و گذشتم

از لحظه هاي تكرار...

بعد از نماز صبحم

خواندم به گوش ديوار!...

...

بر شيشه هاي شعرم

ردّ شكستگي هست

«ديگر براي ماندن»

ديرست و خستگي هست!...

...

...