گل یا پوچ چاپ
کتابها - بهانه


شب را صدا كردم

آيا كسي خوابست؟

يا مثل من بيدار ...

در فكر مهتابست!

...

اما صدا پيچيد...

در كوچه هاي غم

مي رفت و برمي گشت

پژواك اين ماتم...

...

ديوانگي كردم !

اما ، دلم فهميد!

يك بار ديگر هم

فرياد من پيچيد!

...

آيا كسي خوابست؟

اي مردم خاموش !

امشب فريبايي...

با گريه هم آغوش!

...

اماخجل باشيد !

او سوز و سازي داشت!

تا روز مرگش هم...

در سينه رازي داشت !

...

وقتي كه مشتش را

سربسته مي ديديد!

گل بوده يا پوچ است؟

هرگز نفهميديد...

...

...