زیر خاک چاپ
کتابها - بهانه


چه پرسشي؟ چه پاسخي؟

خودم جواب مي دهم ...

تو را شبيه دسته گل...

شبي به آب مي دهم!

...

شبي كه شعرهاي من...

دگر تمام مي شود...

شبي كه دست هاي تو...

به من حرام مي شود!

...

شبي كه بوسه ي اجل

مرا به خواب مي دهد...

چه باشكوه و بي صدا...

به من شراب مي دهد!

...

شبي كه آخرين نفس

ز غصه پاك مي شود...

تمام خاطرات من ...

اسير خاك مي شود!

...

شبي كه سيب مي دهد

درخت خانه ي خدا !

و من دخيل بسته ام ...

تو را به شاخه اي جدا !

...

نگو كه بي وفا شدم!

تو را ز ياد برده ام !

كفن بكن مرا ولي...

گمان نکن كه مرده ام!

...

فقط نهان نمي كنم...

دگر تورا ز ديگران ...

مرور مي كنم تو را ...

به زير خاك مهربان !

...