افسرده چاپ
کتابها - بهانه


و خاطرات کودکي ...

صداي کفش مادرم...

*

شبي عروس غم شدم

تور فريب بر سرم!

*

گفتم :بله! ولي چه بود؟

نگاه تو به پيکرم؟

*

هوس ،گناه، هرزگي...

چه آمده کنون سرم؟

*

نگاه کن به آينه...

و روزهاي پرپرم...

*

بيا نظاره کن به من...

بيا بخوان ز دفترم...

*

زني که شعر مي شود

ميان ديده ي ترم

...