شعر در جا چاپ
کتابها - بهانه


من و مرغکی گیج و دریا زده ...

تو و کاغذ و نامه ای تا زده ...

*

من و امتداد تو و سادگی ...

تو و ریشه هایی که سرما زده ...

*

من و رنگ عشق و غروب و خزان ...

تو و بوی باران که بر ما زده ...

*

من و وسعت و فرصت و فاصله ...

تو و تکیه گاهی که فردا زده ...

*

من و یک سبد آرزوی محال ...

تو و سنگ سختی که با پا زده ...

*

من و کوچه ای رو به روی دعا...

تو و نردبانی به بالا زده ...

*

معلم که آمد کلاس دلم ...

تو شاگرد خوبی که بر پا زده ...

*

چه حاصل ؟ چه حاصل ؟ از این انتظار ...

من و تو ... و عشقی که در جا زده ...

*

...