قمار چاپ
کتابها - بهانه


در اين خطوط مُرده ام

درامتداد لحظه ها ...

تو و قيام شاخه ها

من و دوباره هرزه ها

...

دوباره بوي خانه را

هواي تنگ سينه ام

کسي فشار مي دهد

مرا به چنگ سينه ام

...

چه بي صدا پريده ام

از اين بهار تا خزان

چو بسته ام دو ديده را

رسيده ام به آسمان

...

و از سکوت ِدست ِخود

که مي کشم به پرده ام

ببين به روي دامنم

گلي ز پشت ِنرده ام!

...

دوباره در رکوع دل

صداي يک رها شدن

صدا ، صداي اتّفاق

اسير لحظه ها شدن

...

به جمعه ها سلام ِ من

رسيده ام به بوي تو

من از کجا گذشته ام ؟

نمي رسم به کوي تو ؟

...

در اين قمار ، بي دغل

من از تو پيش برده ام

تو خط خطي شدي ، و من

در اين خطوط مرده ام!

...