تیرگی چاپ
کتابها - دریچه


زن كار مي كرد

اشك مي ريخت

ظرفها را شستشو مي كرد

...

مرد داد مي زد

فحش مي داد

كاغذي را زير و رو مي كرد

...

كودك در عمق

چشم هاي يك عروسك

خيره مي گشت و ...

تصوير فرداهاي خود را

جستجو مي كرد

...