شاد چاپ
کتابها - غریبانه


می زنم کبریت بر تنهایی ام

تا بسوزد ریشۀ بی تابی ام

*

می روم تا هر چه غم پارو کنم

خانه ام را باز هم جارو کنم

*

می روم تا موی خود شانه کنم

خنده را مهمان این خانه کنم

*

می روم تا پرده هارا واکنم

دوست دارم؛ دوست دارم

عشق را معنا کنم

*

شادی ام را رنگ آبی می زنم

بوسه بر طعم گلابی می زنم

*

می دوم خندان به سوی آینه

باز می خندم؛ به روی آینه

*

می زنم یک شاخه گل بر موی خود

می نشینم باز بر زانوی خود

*

می نشانم روی دستم یک کتاب

تا بخوانم باز هم یک شعر ناب

*

آری!آری! این منم این شاد و مست

دوست دارم عاشقی را هرچه هست

...