وعده گاه چاپ
کتابها - غریبانه


روی دیوار نوشت

این مکانیست مقدس

که چرا ؟

روز اول که ترا دیده ام

اینجا بود ی

روز دوم

که نگاهم کردی

روز سوم

که سلامت گفتم

روزها از پی هم

فاصله ها کم و کمترمی شد

واز آن روز که رفتی همه شب

ازهمان روز که رفتی همه شب

خشت دیوار به من می گوید:

منتظر باش

کسی می آید

شاید این او باشد.

...