آرزو چاپ
کتابها - غریبانه


کاش از دنیا دمی فارغ شوم

فارغ و آزاد از این روزگار

این ستم ها ، نابکاری های زشت

خستگی ها ، بیقراری ، انتظار

*

روزهای مرده در آغوش شب

هفته های گم شده در سال و ماه

ساعت دلمردۀ بی رنگ و رو

هی دروغ و هی خطا واشتباه

*

خنده های موذی بی بند و بار

جمعه های خاموش بی بال و پر

روی یک دیوار عکسی وا ژگون

طرح تنهایی گل در قاب در

*

فکر های آب ونان و زندگی

حرف های سادۀ بی محتوا

غیبت همسایه و گردوی تر

شکوه های ثابت بی انتها

*

آلبوم عکس و نگاه و خاطره

آروزی آش داغ و برف سرد

روی یک بشقاب تنها مانده است

تکه ای دندان زده از سیب زرد

*

صحبت از لیوان چای و بستنی

سایه روشن های صبح خستگی

نفرت و تنبیه و تو جیه دروغ

منت از ابراز یک دلبستگی

*

اتهام و اضطراب و ناسزا

آبروریزی برای یک شکم

اعتیاد و افتضاح و خودکشی

دزدی و آوارگی دمبدم

*

من چه گویم حال من بد می شود !

دور باید از سیاهی ها شوم

حرف برلبهای من خشکیده است

کاش فارغ از همه دنیا شوم

...