قلم چاپ


ای قلم بشکن تو از این آه من

یا بسوز

از این غم جانکاه من

*

یا برایش نامه ای از دل نویس

یا بکش شکل مرا با چشم خیس

*

ای قلم از من برایش ناله کن

شعر هایم شعر هایم را

برایش نامه کن

*

ای قلم

تو بوده ای در دست من

شاهدی بر هر چه بود و هست من

*

ای قلم

ای شاهد شب های من

ای که هستی همدم تنهای من

*

ای قلم اشکت نمی ریزد چرا؟

می برم حسرت به صبرت مر حبا

*

ای قلم

آخر نمی سوزی ؟بگو

از نگارش های من آتش بجو

*

ای قلم

در دست من فریاد کن

از غمم در هر کجا بیداد کن

*

ای قلم ای شاهد این آه من

بشکن آخر از غم جانکاه من

...