صدای باران چاپ


نگاه کن

گوش کن

پنجره مرا مي خواند

باران مرا صدا مي زند

باران با انگشتانش به شيشه مي زند

باران مرا صدا مي زند

و من

باران را خوب مي شناسم

باران مداديست

که بر همه چيز رنگ مي زند

باران تيريست که

بر دلي از سنگ مي زند

باران

سازيست که باز آهنگ مي زند

*

باران باز هم مرا صدا مي زند

و من

ترديد مي کارم

ميان ماندن و رفتن

...