کوچه یاس چاپ


آه من ايستاده ام

روي تقويم دلم

و پرم از انتظار

باز بيچاره دلم

***

شنبه ها يکشنبه ها

سوختند در انزوا

نيز روز هاي دگر

رفته اند تا نا کجا

***

مي دوم تا دم گل

ميزنم من فرياد

فصل پرپر شدن است

کوچه ياس کجاست؟

به چه کس بايد گفت

گل ترازوي خداست

***

به چه کس بايد گفت

يک نفر هم شايد

گاهي آواز خوشي مي خواند

از سر دلتنگي

يا دم حادثه ها

يک نفر هم شايد

شعر من را مي خواند

بر لب پنجره ها

روستايي شهري

***

عکس من راديدي؟

گريه ام پيدا بود

اشک من را ديدي؟

***

من پرم از هيجان

نبض من دلتنگيست

نفسم خاطره است

خاطراتم ابريست

***

از شما مي پرسم

هيچ کس اينجا نيست؟

چشم هايم گفتند

امشب هم بارانيست

کوچه ياس کجاست؟

...